محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
15
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
شبر مايل به سياهى و زردى و چشمش سرخ و سرش باريك و بر آن تاجى و مسمى به ملكه و ناظر نيز گويند ؛ چه ديدهء او به هر حيوانى افتد هلاك مىگردد ؛ هرچند دور باشد و وحوش و طيور از آن خائفند و در حوالى مكان او گياه نمىرويد . و قسمى از آن به قدر سه ذرع تا پنج ذرع و چشمش درخشنده و گزيدهء او در عرض سه ساعت هلاك مىشود و قسمى از آن شاخدار مىباشد . و قسمى از آن مسمى به افعى است و صفت آن در حرف الف مذكر شد و علامت گزيدن او آن است كه از آن موضع اولًا خون روان گردد و بعد از آن زردآب و پس از آن به رنگ زيتى و زنگارى . تدبير او به دستورى است كه در قواعد كليه گذشت و شرب ترياق كبير و روغن كهنه با عسل و سير و شراب كهنه و تكرار قى و دو مثقال حلتيت با شراب و شرب ساييدهء مهرهء مار و بستن آن بر موضع گزيده و پنير مايهء خرگوش و غير آن كه تازه باشد با سركهء ممزوج به آب و فاشرا و اسپند و تخم يونجه و بيخ عرطنيثا و بيخ كاشم و زراوندِ مدحرج و طويل و كرفس كوهى و تغذيه به سرطان نهرى و زنجبيل با شير انسان و الاغ مفيد است و اين دوا را سمّ افعى مانند ترياق كبير دانستهاند : انيسون ، ده درهم ؛ فلفل ، سه درهم و نصف زراند مدحرج و جندبيدستر ، از هريك ، يك درهم و نيم با مىپخته سرشته به قدر جوزى استعمال كنند و خوردن آب ثيل تا به قدر يك رطل و بستن جرم آن از مجربات است . حيات متعطشه و امثال آن و تنين : و هر يك به الوان مختلفه و بزرگ و كوچك مىباشد و تنين كه به فارسى اژدها نامند ، نوع عظيم آن است و كوچكتر از پنج ذرع نيست و زياده بر سى ذرع نمىباشد و چشمش بسيار بزرگ و در تحت فك زيرين او تقعيرى مانند ذقن و دندان او بسيار و بعضى از آن يال دار مانند يال شتر و علاج غير اژدها مانند مداواى افعى است . علاج زخم گزيدهء اژدها و ساير آن به ادويهء آكله و قروح خبيثه بايد كرد و ضماد نمودن به بادروج و به دستور به رصاص ، بالخاصية مفيد است . عقارب : به فارسى كژدم نامند و اقسام مىباشد و گويند نه قسم است و زبونترين او سياه و جرّاره و اسلم او طيار است و گزيدن او باعث درد شديد و سردى اعضاء و كزاز و اختلاط عقل و آنچه قتّال باشد موجب خدر و غشى و عرق سرد و انطباق فكين و ورم قضيب و بروز مقعد مىگردد و اگر بر شريان گزد موجب غشى و بر عصب باعث تشنج و برورك موجب عفونت خون در تجاويف رگهاست .